
ما را زیبایی و محبت تا اینجا کشانده. بالاخره به استعاره یک حوایی بوده که آدمی دل در جمال او میل به تکثیر خود یافته و در واقعیت هم همان تک سلولی که تکثیر شده و عاشق بعد دوم خویش گشته ما را تا اینجا رسانده. احتمالا آن تک سلولی هم عاشق خود بوده و میل به شناخت خود داشته لکن خود را در نوعی دیگر در قالب یک تکسلولی دیگر پیدا کرده است. قدرت این محبت و زیبایی آنقدری بوده که ارزش غلبه بر هر ناملایمتی و درد و رنجی اعم از جنگ و مرگ و بیماری را داشته است. به گمانم این محبت و زیبایی پیوندی ناگسستنی باهم داشته اند. هنوز هم که ما انتظار داریم زیبارویان مهربان باشند شاید ریشه در همین بقا داشته باشد. قدرت این زیبایی و مهربانی تا آنجا بوده که به صحیح یا غلط داستانها نوشتیم در مورد ابدیت این دو. اینکه اینها ...
ادامه مطلب
من هیچ نمیدانم ولی با اطمینان بیشتری آنچه به نادرست بر من تحمیل میشود رد میکنم. اگر حقیقتی عریان و مفید برای همه وجود داشته باشد، بلاشک اشارتی کافیست و نیاز به تبلیغات و دستگاه نیست اما هر اصرار و هر تکراری برخلاف عموم بر شک من اضافه میکند. دیگر هیچ دستاویز معنوی هم ندارم و بیشتر منطقی به نظر میرسد که تمام اطراف و این همه بیحضور و خاموش بودنش، برای یقین رسیدن به نبود اوست و هر عقلی که او را اثبات کند، چون منطق کافی برای اقناع همه ندارد صرفا در یک دایره خاص به رشدش ادامه میدهد. شاید عاقبت خوش ما پس از نیستی در این فیزیک آباد محض آنجا باشد که بشنویم شما پیروزید چون هیچ رد پای عقلانی برای اثبات وجود نداشت و چقدر عاقل بودید که فریب اثباتهای نیاکان؛ والدین و اطرافتان را نخوردید. آفرین بر شما. ...
ادامه مطلب